تبليغاتX
انجمن اسلامی فارغ التحصیلان بابلسر
شرح فعالیتهای پژوهشی - بررسی های اقتصادی و جلسات دیدار ماهانه

 

 

http://media.farsnews.com/Media/8805/Images/jpg/A0728/A0728439.jpg

 

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان
پی نبردیم به زیبایی راز رمضان

هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا
هر چه دل بود شكستیم به ساز رمضان

سر به آیینه «الغوث» زدم در شب قدر
آب شد زمزمه راز و نیاز رمضان

دیدم این «قدر» همان آینه «خلّصنا»ست
دیدم آیینه‌ام از سوز و گداز رمضان

بیش از این ناز نخواهیم كشید از دنیا
بعد از این دست من و دامن ناز رمضان

نكند چشم ببندم به سحرهای سلوك
نكند بسته شود دیده باز رمضان

صبح با باده شعبان و رجب آمده بود
آن كه دیروز مرا داد جواز رمضان

شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع
خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان

 .......................................................................................

 

عید سعید فطر بر تمامی دوستان مبارک باد .....


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 14:37  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 

رابطه شب قدر و استجابت دعا

 

 

چكيده مقاله:

نقش دعا و عامل روحاني و ماوراء طبيعي در كسب موفقيت‌ها و شكوفايي و خلاقيت انسان، همواره مدنظر روانشناسان بوده است و همه انسان‌ها چه در حالت عادي زندگي خود، يا حين اضطرار به صورت فطري و ذاتي رو به درگاه خالق يكتا مي‌آورند.

اما دعا به راحتي مستجاب نمي‌شود و بايد شرائط آن را كاملاً رعايت نمود، تا مثمر ثمر و تأثيرگذار بوده و اصطلاحاً مستجاب گردد. يكي از اين شرائط كه بسيار مهم‌تر مي‌باشد، نقش زمان در دعاست كه با رعايت آن و به كارگيري اوقات ويژه در دعا مي‌توان به نتايج بهتري دست يافت. در ميان اوقات بيشترين تأكيد بر روي شب و سحر و تهجد و شب‌خيزي است كه چه در ادبيات و چه سيره اهل‌بيت (ع) و اولياء دين بسيار سفارش شده است. ليله‌القدر نماد كامل و بهترين زماني است كه مي‌توان با درك معنوي آن به مراد و مطلوب خود رسيد و از جهت ارزشمندي اين زمان، مي‌توان يقين كرد كه همه بركات و فيوضات رحماني با توسل در شب قدر و مناجات و دعا با رعايت ساير شرائط آن، به انسان رسيده و دعايش را مستجاب مي‌نمايد. هر چند شب قدر به لحاظ ظاهري پوشيده است، اما شب‌هاي ماه رمضان به ويژه شب نوزدهم و بيست‌ويكم و بيست‌وسوم كه بيشترين سفارش بر آن‌ها رفته، روزنه‌هايي براي صعود دعاهاي انسان‌هاي نيازمند و استجابت آن‌ها و رسيدن به مراد است.

در مقاله‌اي كه پيش روي داريم، نويسنده تلاش نموده تا با تبيين و تشريح ويژگي زماني و فرازندگي و برجستگي شب و سحر در خلال روايات اسلامي و آيات الهي و نيز ادبيات شعري و آن‌گاه تبيين ارتباط مفهومي ميان اين اصطلاحات با شب قدر، ارتباط وثيق و روشني كه بين دعا و مناجات و شب قدر وجود دارد، و امكان وقوعي استجابت دعا را در اين شب‌ها تشريح نمايد. بي‌ترديد، باور ما اين است كه شناخت زمان و برترين اوقات آن: شب، سحر، ماه صيام، ليله‌القدر، يقين و باور ما را به استجابت دعا در اين اوقات افزايش داده و خود به صورت يك نيروي ماوراء طبيعي و روحي، زمينه روحي و تلقيني استجابت دعا را براي انسان فراهم مي‌آورد.

كليد واژگان

دعا- ارتباط- زمان- شب- سحر- سحرخيزي- شرائط دعا- قدر ليله‌القدر.

مقدمه:

سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

رونق مدرسه از دست‌ و دعاي ما بود

«حافظ»

بسياري از مردم نمي‌دانند كه موفقيت‌هاي دنيايي آنان منحصراً مرهون تلا‌ش‌ها و كوشش‌هاي آنان نيست، بلكه عوامل متعددي دست به دست هم داده و آن موفقيت‌ها را دست‌يافتني ساخته است. اين عوامل برخي انساني و پاره‌اي طبيعي و بخشي نيز ماوراء طبيعي و كاملاً مبتني بر جنبه‌هاي روحي و رواني است كه وقتي به درستي مي‌انديشيم و موفقيت‌ خود و طريق نيل به آن را بررسي مي‌كنيم، نقش عامل غيرطبيعي و متافيزيكي و رواني و روحي را در اين زمينه بسيار پر رنگ‌تر و محسوس‌تر مي‌يابيم. امروزه عوامل موفقيت انسان‌هاي بزرگ و كوچك در دانش روانشناسي توسط روانشناسان بزرگ مورد كاوش قرار گرفته و كتاب‌هاي متعددي در اين زمينه به رشته تحرير درآمده كه در همه آن‌ها به نقش تلقين به نفس و خواست قبلي و اراده پيشين و تأثير شگرف آن در احراز پيروزي و موفقيت اشاره شده و در فصول متعدد مورد تحقيق و مطالعه و بررسي  قرار گرفته است.

هنگامي كه خواجه حافظ مي‌گويد: «رونق مدرسه از درس و دعاي ما بود»

اشاره به اين موضوع است كه از نظر وي علاوه بر تلاش ظاهري و كوشش تحصيلي، رونق اصلي و حقيقي او در امور علمي، دعا كردن و درخواست موفقيت از خداوند سبحان بوده است، چنانچه در ابيات ديگري به اين حقيقت اشاره مي‌نمايد:

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ

از يمن دعاي شب و ورد سحري بود

و يا اينكه:

صبح خيزي و سلامت‌طلبي چون حافظ

هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم

و نيز خطاب به خود مي‌سرايد:

مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول

ز ورد نيم‌شب و درس صبحگاه رسيد

همچنين مي‌گويد:

ما برآريم شبي دست و دعايي بكنيم

چاره اين دل غمديده به جايي بكنيم

«سيمون وي» معتقد است: «هر زمان كه انساني با اين ايده يگانه كه درك خود از حقيقت را افزايش دهد، به تمركز و دقت بپردازد، حتي اگر تلاشش هيچ ثمر محسوسي توليد نكند، استعداد بيشتري براي به چنگ آوردن حقيقت مي‌يابد1 ، وي همچنين مي‌نويسد: در ظلمات جاودان، كلاغي درمانده از يافتن غذا، با همه وجودش نور را آرزو كرد و زمين روشن شد2.» وي سپس نتيجه مي‌گيرد كه اگر شوق و آرزوي واقعي وجود داشته باشد، اگر آن چيز كه طلبيده مي‌شود واقعاً نور و روشني باشد، طلب مطلوب را توليد مي‌كند.

روشن است كه نقش دعا در احراز موفقيت و نيل به خواسته‌ها، حتي در ميان بي‌ايمان‌ترين افراد، در هنگام اضطرار و پريشان احوالي و گرفتاري، ناديده گرفته نمي‌شود و نوع بشر بر ارزش و اهميت اين پديده‌ ماوراءطبيعي كه از فطرت و ذات و درون او برمي‌خيزد، واقف است، انسان‌ها در همه حالات دعا مي‌كنند، حتي هنگامي كه به ظاهر از تكلم خاموشند، زيرا دعا يك امر لفظي صرف نيست، هر چند شرائط و آدابي ويژه نيز دارد كه با رعايت آن‌ها ثمره و نتيجه محسوس‌تر و ملموس‌تري، يا حتي به لحاظ زماني، زودتر به عمل مي‌آيد. از حضرت امام صادق(ع) روايت شده كه فرمودند: «هيچ عملي را پيدا نمي‌كنيد، مانند دعا موجب تقرب باشد3.»

شرائط ويژه و آداب دعا

استجابت دعا و نتيجه‌گيري از آن قطعاً شرائط و آدابي و ضوابط خاصي دارد، اما همه اين‌ها مانع نمي‌شود كه بنده از روي اخلاص و غايت نياز درخواست خود را در درگاه ربوبيت مطرح ننمايد، ترديدي نيست كه درخواست شخص و طلب او  از خدا نبايد، با اهداف خلقت و جوهره عبوديت منافات داشته باشد، زيرا جوهره عبوديت، به ربوبيت و پرستش ذات خداوند يگانه منتهي مي‌شود. چنانكه در روايات نقل شده است: «العبوديه جوهره كنهها الربوبيه4» خداوند در قرآن كريم به نحو مطلق بندگانش را به دعا فراخوانده: ادعوني استجب لكم5. ادعوا ربكم تضرعاً و خفيه6» و نيز مي‌فرمايد: قل ما يعبوا بكم ربي، لولا دعاؤكم7. علامه مجلسي(ره) مي‌گويد: «حقيقت عبادت اين است كه بنده، خود را در مقام ذلت و عبوديت واداشته، رو به سوي مقام رب خود آورد8.»

صرف‌ دعا و درخواست حاجت چه براي حوائج مادي زندگي باشد، يا براي امور معنوي به ويژه تقرب به خدا امري مطلوب و جوهري بندگي است كه هدف از خلقت و آفرينش نيز همان است. آن چنان كه خداوند فرموده است: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون9.

با اين حال نمي‌توان از نقش زمان و مكان و شرائط و آداب و ضوابطي كه در دعا توصيه و سفارش شده است، غافل بود، زيرا اين شرائط مجموعاً وضعيتي را به وجود مي‌آورد، كه خود با آرامش و اطمينان خاطر بيشتري درخواست خود را مطرح مي‌نمايد و برخي از مكان‌ها و زمان‌هاي خاص، امكان خلوص و حضور قلب را براي دعا كننده خواهم آورد كه در نتيجه راه استجابت‌ دعا، مهيا مي‌گردد. علاوه بر جايگاه ويژه دعا و زمان (اوقات مناسب)، نوع اوراد وادعيه‌اي كه فرد با آن‌ها درخواست خويش را مطرح مي‌نمايد، نيز در استجابت‌ دعا او تأثير دارد. چنين نيست كه با هر نيت و اراده‌اي و يا هر عبارت و جمله و كلمه‌اي بتوان همه خواست‌هاي خود را به درگاه خداوند مطرح نمود. هر چند با هر زباني مي‌توان دعاي خود را مطرح ساخت، اما در همان زبان نيز برخي جملات و عبارات مناسب‌تر و شايسته‌ترند كه بنده مي‌تواند با تمسك به آن‌ها درخواست خود را به درگاه احديت بيان نمايد. روايت ذيل دلالت بر عموميت دعا بدون توجه به نوع آن دارد (مطلق دعا):

يكي از اصحاب امام باقر(ع) از ايشان سؤال كرد: اي العباده افضل.

(چه عبادتي برتر است؟) حضرت پاسخ فرمود:

ما من شي افضل عندالله عزوجل من ان يسأل و يطلب مما عنده و ما احد ابغض الي‌الله عزوجل ممن يستكبر عن عبادته و لا يسأل ما عنده.

(هيچ چيز نزد خداوند عزوجل برتر از اين نيست كه به او عرض نياز شود و از آنچه نزد او است، خواسته شود و هيچ‌كس نزد خدا منفورتر از آن كسي نيست كه نسبت به عبادت خدا تكبر مي‌ورزد و از آنچه نزد خدا هست، طلب نمي‌كند10.)

با اين وجود ترديدي وجود ندارد كه براي هر خواسته‌اي، دعا و عبادت ويژه‌اي با آداب و سنن مخصوص آن، كه اغلب از سوي اولياء دين سفارش و توصيه شده، چنانچه با شرائط آن انجام شود، ثمره و نتيجه بهتري در استجابت دارد.

فهرست برخي از اين آداب به صورت خلاصه چنين است:

1-  شناخت خدا: «گروهي به امام صادق(ع) عرض كردند: چرا دعا مي‌كنيم و برآورده نمي‌شود؟ حضرت فرمود: براي اينكه شما كسي را مي‌خوانيد كه او را نمي‌شناسيد11.»

2-    اميدواري به خدا و استجابت دعاي خود:

3-    نااميدي از ساير اسباب.

4-    حضور قلب.

5-    تضرع و زاري.

6-    شروع دعا با نام خدا.

7-    ثنا و تحميد خداوند.

8-    درود بر پيامبر(ص) و اهل‌بيت (ع).

9-    توسل به پيامبر(ص) و اهل‌بيت (ع).

10- اقرار به گناه.

11-پافشاري.

12-پاكيزگي كسب و خوراك.

13-اجتماع در دعا.

14-عمل همراه دعا.

15-دعاهاي وارده مانند: كميل، صباح، ابوحمزه ثمالي، مناجات شعبانيه، دعاي عرفه، ندبه و بسياري ديگر از دعاها كه در كتاب شريف مفاتيح‌الجنان ضبط شده است.

16- ايام، اوقات و مناسبت‌هاي ويژه زماني.

نقش و جايگاه وقت و زمان در عبادت و دعا

اكنون به موضوع اصلي اين مقاله كه ارتباط استجابت دعا با شب قدر و ليالي متبركه است مي‌پردازيم. پيش از ورود به اين بحث، نخست لازم است كه اهميت زمان در دعا مشخص گردد، سپس به برخي از اوقات مستحسن و شايسته كه مورد سفارش و توصيه  پروردگار و پيامبر(ص) و اولياء دين مي‌باشد، اشاره كرده و آنگاه اهميت و جايگاه و ويژگي شب قدر روشن شود، تا بتوانيم دورنماي بهتري از تناسب و رابطه‌اي كه استجابت دعا مي‌تواند، با اين شب داشته باشد، به دست آيد.

به طور كلي اوقات متبرك در اسلام دو نوع مي‌باشد:

1-  اوقات عام: شامل: ايام هفته و ماه‌ها و فصول و شب، سحر، صبح، ظهر و مغرب. برخي از اين موارد عبارتند از: روزهاي جمعه- شب جمعه- فصل نيايش: (رجب، شعبان، رمضان)، ماه مبارك رمضان، ذي‌حجه، محرم، صفر و...

2-  اوقات خاص: شامل: اعياد و وفات اسلامي. ايام‌البيض (13،14،15 ماه رجب)، شب قدر، روز مبعث، روز مباهله، روز عرفه، روز استفتاح (15 رجب)

اين اوقات و ايام كه برخي به لحاظ اشخاص بزرگ و اولياء دين و برخي به واسطه علت ماواءالطبيعي كه شارع مقدس بر حقيقت و فلسفه آن اشراف داشته و ديگر انسان‌ها از درك و فهم آن عاجزند، داراي ويژگي معنوي و خاصيتي روحاني‌اند، به طوري كه دعا كردن و درخواست‌ عاجزانه بندگان در اين اوقات، با ماهيت زنده و فعال آن و دعا را منشأ اثر مي‌سازد. و به طور كلي در اديان الهي و اسلام، زمان از ويژگي‌ فعالي برخوردار است. در شب قدر روح و فرشتگان الهي به زمين نازل مي‌شوند، كه مي‌تواند بزرگترين و مهم‌ترين خواسته‌هاي بندگان را با شفاعت خود به هدف استجابت برسانند. در وقت سحر بركات و فيوضات معنوي و ملكوتي متوجه جهان مي‌شود كه چون دعايي خوانده شود، بيشتر در معرض استجابت قرار مي‌گيرد. بدين لحاظ همواره به شب‌خيزي و شب‌زنده‌داري و تهجد، صبح‌خيزي و دعا و نماز و اذكار خاصي در اين اوقات سفارش و وارد شده است. حافظ مي‌گويد:

صبح‌خيزي و سلامت‌طلبي چون حافظ

هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم

اولياء و عارفان بيدل و بزرگان دين همواره بر اهميت اين اوقات واقف بوده و از بهره‌هاي معنوي و فيوضات روحاني آن با غنيمت داشتن آن، برخوردار بوده‌اند.

دريغا عيش شبگيري كه در خواب سحر بگذشت

نداني قدر وقت اين دل مگر وقتي كه درماني

(حافظ)

حافظ همچنين بر دعا و ذكر و آه شب در وقت صبح و سحر تأكيد مي‌ورزد:

دعاي صبح و آه شب كليد گنج مقصود است

بدين راه و روش ميرو كه با دلدار پيوندي

نيز مي‌سرايد:

سر مكش حافظ از آه نيم شب

تا چون صبحت آينه رخشان كنند

يا اينكه مي‌گويد:

با دعاي شب‌خيزان اي شكر دهان مستيز

در پناه يك اسمست خاتم سليماني

حاصل آنكه در راه سير و سلوك معنوي و عارفانه اهميت وقت و زمان به حدي است كه بدون توجه به آن نمي‌توان مراحل و مقامات روحي و عرفاني را طي نمود و عارف كامل و انسان جامع كسي است كه بر اين اوقات اشراف يافته و با درك و استفاده بهينه و مطلوب و كافي از آن‌ها، شريعت خود را به طريقت و سپس وصول حقيقت پيوند زند. چنين شناختي در حقيقت گام نخست در سلوك عرفاني به شمار مي‌رود:

«حافظ راز خود و عارف وقت خويشم»

ارتباط ميان شب قدر و استجابت دعا

اكنون كه اهميت وقت و زمان را در توسلات و دعا و مناجات و به طور كلي عبادت دانستيم، شايسته است اندكي نيز پيرامون اهميت شب و ارزش آن سخن گوييم. چرا كه مفهوم شب علاوه بر زمان آن در طول شبانه روز در ميان بيشتر اقوام و ملل از جايگاه ارزشمند و به‌سزايي برخوردار است. مطالعات نشان مي‌دهد كه بيشتر فيوضات و اشراقات اولياء‌الله و بزرگان در اين وقت شب- صورت گرفته است.

در مورد اساطير يونان به خدايي برمي‌خوريم كه «آپولو» نام دارد. آپولو خداي مجسم عقل و منطق بوده و تصوير كاملي از روح يونان باستان است.

از او هميشه با تاريكي و شب ياد مي‌شود و به صراحت در تاريخ يونان باستان آمده است كه زمان شفاگرفتن از آپولو در معبد او، نيمه‌هاي شب بوده است. در آناتولي نيز سنت‌هايي قديمي وجود داشتند كه بر اساس آن كاهنان با خداي خود «آپولو» در شامگاهان محبوس مي‌شدند. صبح روز بعد، هنگامي كه كاهنه از معبد بيرون مي‌آمد، به دليل يگانگي افسانه‌اي‌اش با آپولو در طول شب، قادر به پيشگويي بود.

همچنين در مورد «اورفئوس» كاهنيكه جان نثار آپولو بوده است، نقل شده كه عادت او اين بود كه در نيمه شب بيدار مي‌شد و از كوه بالا رفته و سعي مي‌كرد هنگام سپيده‌دم در يك نظر خداي خود را رؤيت كند. همچنين در يونان باستان، شعري نيز توسط فيثاغورثيان جنوب ايتاليا نوشته شده كه مي‌گويد: آپولو قدرت الهاميش را با شب شريك است.

در كار يا مراكزي وجود داشت، مانند خانه‌هاي مخصوصي كه (incubation) ناميده مي‌شد. اين محل در نهايت خاموشي بود. مردم در آن مانند حيواني در لانه خود، دراز مي‌كشيدند و در خاموشي كه مهلك بود، شفا مي‌گرفتند13.

در اسلام نيز هنگامه شب از ارزش و جايگاه خاصي در ساير اوقات شبانه‌روز، برخوردار است، به طوري كه خداوندتعالي سوره‌اي اختصاصاً با نام «الليل» نازل فرموده و در روايات اسلامي او را دواذكار و اعمال ويژه‌اي چون نماز شب بدان اختصاص يافته است. در روايتي وارد شده كه: «شرف مؤمن نماز شب است.» و: «هر كس عذري دارد مي‌تواند، نماز شب خود را قبل از نيمه‌شب و قبل از خواب بخواند.» تا اين وقت عزيز از دست او نرود. و نيز در ميان روايات نماز شب داراي اين خصوصيات ويژه‌ مي‌باشد.

1-    روش پيامبران و صالحان است.

2-    زينت آخرت است.

3-    اخلاق پيامبران است.

4-    گناهاني را كه انسان در طور روز مرتكب شده، از ميان مي‌برد.

در عرفان اسلامي شب جلوه مقام خفاست و در شعر حافظ «سر سويدا» اشاره به نقطه و خال و شب كه همه سياهي و اسود است، مي‌باشد. آنجا كه مي‌سرايد:

نه فلك راست مسلم، نه ملك راست يقين

آنچه در سر سويداني بني‌آدم بود

با اين توضيح هنگامي كه خداوند در سوره قدر مي‌فرمايد: انا انزلناه في‌ليله‌القدر. ارتباط ميان نزول بركات و آيات الهي، و شب و قدر به خوبي معلوم مي‌شود و نيز ارزش توسل و تمسك به خداوند در اين وقت عزيز و تأثيري كه مي‌تواند در استجابت دعا و رفع حوائج و نيازها داشته باشد، مشخص مي‌گردد. به همين خاطر در روايت وارد شده است كه:

«نيمي از شب كه بگذرد، يا از اول شب تا آخر شب، زمان استجابت دعا مي‌باشد14.»

مرا درين ظلمات آنكه راهنمايي كرد

نياز نيم‌شبي بود و گريه سحري

(حافظ)

مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول

ز ورد نيم شب و درس صبحگاه رسيد

(حافظ)

در سوره قدر نيز، خداوند تعالي، شب قدر را قرين نزول ملائكه و روح و برتر از هزار ماه دانسته است و شايد ارتباط ميان شب و قدر به معناي ارزش، همان مطلق شب‌ها به لحاظ ارزشمندي باشد و نيز ممكن است، پنهان ماندن شب قدر در ميان ساير شب‌ها در طول سال، از اين بابت باشد كه به نحو كلي ارزش و قدر شب به عنوان مناسب‌ترين زمان استجابت دعا شناسانده شود، چنانكه سعدي اشاره نموده:

اگر شب‌ها همه قدر بود

شب قدر بي‌قدر بودي

و مولانا نيز به اين مضمون اشاره نموده و در مثنوي مي‌گويد:

آن شب قدر است در شب‌ها نهان

تا كند جان هر شبي را امتحان

البته ترديدي نيست كه بر طبق روايات اسلامي شب قدر در ماه مبارك رمضان و در ميان يكي از شب‌هاي 19 و 21 و 23 اين ماه مبارك نهان است و بسياري از مفسرين در اين موضوع اتفاق نظر دارند.

خلاصه مقاله:

از مطالعه روايات ديني و سيره اولياء الهي و نيز آيات الهي، درمي‌يابيم كه به طور كلي زمان و وقت در نزول بركات و استجابت خواسته‌هاي انسان نقش به سزايي دارد. آيات، روايات و اشعار بسياري از شاعران عارف همچون مولانا و حافظ و سعدي نيز بر اين نكته دلالت دارد و نمي‌توان تصور كرد عارف و سالكي در سير و سلوك خويش از ارزش وقت و زمان غافل باشد. مؤمنان با توسل به ايام و زمان‌هايي خاص كه بعضاً به نحو صريح به آن‌ها اشاره شده، به ارزش زمان واقفند و به خصوص شب را كه در قله اين اوقات قرار دارد، غنيمت دانسته و با شب زنده‌داري و تهجد و سحرخيزي دست نياز به درگاه ايزد يكتا برمي‌دارند و حاجت خود را طلب نموده و از بركات معنوي و مادي و فيوضات رحماني و قدسي برخوردار مي‌گردند. بدين لحاظ ارتباطي وثيق ميان زمان و شب به طور عام و شب‌قدر به نحو خاص برقرار مي‌باشد و از آنجا كه كلمه قدر نيز توسط اكثر مفسرين به ارزش تفسير شده، مي‌توان ارتباط ميان شب و ارزش را به طور كلي از اصطلاح «شب قدر» برداشت نمود، اما به صورت خاص شب قدر اشاره به زمان بسيار مقدس و ويژه‌اي است كه بركات و نزولات آسماني شامل فيوضات معنوي و رحماني، شفا و استجابت دعا در آن وقت مبارك شامل حال انسان داعي و نيازمند مي‌گردد15. چنين زماني طبق آيات قرآني و روايات اسلامي در ماه مبارك رمضان و يكي از شب‌هاي نوزدهم، بيست‌ويكم و بيست‌وسوم دانسته شده كه توسل و تمسك به پروردگار مي‌تواند نتيجه مطلوب را كه همان استجابت دعاست، براي انسان به ارمغان آورد.

منابع:

1-    فصلنامه ناقد- سال اول- ش3- خرداد 83-ص207.

2-    همان مدرك.

3-    معاش‌السالكين-ص 27.

4-    انوارالملكوت-ص 289.

5-    سوره مؤمن- آيه 62: «مرا بخوانيد، تا اجابتتان كنم.»

6-    سوره اعراف- آيه 55: «پروردگار خود را فراخوان با تضرع و زاري در پنهاني»

7-    سوره فرقان- آيه 77: «بگو اي پيامبر، اگر دعاي شما نبود، پروردگار من با شما كاري نداشت.»

8-    مجلسي- محمدباقر- بحارالانوار-ج82- ص 164.

9-    سوره ذاريات- آيه 56: «و نيافريديم جن و انس را مگر براي بندگي و عبادت»

10- اصول كافي- ج2.

11- ينابيع الحكمه- حديث 3376.

12-در مورد اين موضوع گفته‌اند كه در كعبه در اين روز بر روي مردم باز مي‌شود و عده‌اي گفته‌اند: زبان حضرت عيسي(ع) در اين روز گشوده شد. حافظ در خصوص اهميت و ارزش اين روز گفته است:

عزيزدار زمان وصال را كاندم

مقابل شب قدر است و روز استفتاح

13- كينگزلي پيتر- زواياي تاريك حكمت- ترجمه دل‌آرا قهرمان و شراره معصومي، انتشارات سخن- 1385- چاپ دوم- تهران.

14-اصول كافي- ج1- ص228.


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:7  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 


http://alizowghi.googlepages.com/Imamhasan.jpg

 

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم.

 

سلام خدمت تمامی دوستان و عاشقان اهل بیت

یك روز، كنیزى از كنیزان او، دسته گلى خوشبوى به تحفه، پیشكش امام حسن علیه السلام كرد، امام در مقابل، او را آزاد فرمود و چون پرسیدند چرا چنین كردى؟ فرمود: خدا ما را چنین تربیت كرده است و این آیه را باز خواندند:

و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها؛ چون به شما هدیه‌اى دادند، نیكوتر، پاسخ گویید.

راستش در این دنیا همه ما گرفتاریهای مختلفی داریم كه برخی اوقات واقعا به بن بست می خوریم. از مشكلات مادی گرفته تا معنوی .راستش در این جور مواقع آدم به فكر این می افته كه سراغ كسی بره كه كمكش كنه یا حداقل بتونه دلداریش بده .

راستش نمی دونم با آدم های كریم برخورد داشتید یا نه ، بخصوص كسانی كه در كمال كریم بودن است .راستش امام حسن(ع) كه شهره كریم بودن است آنقدر كریمه كه درقبال یك دسته گل نا قابل آزادی هدیه می كنه من به عنوان كسی كه بارها به اشان متوسل شدم به تمامی دوستان گرفتار(بخصوص زندانیان این دنیا) توصیه می كنم .

برای امام حسن(ع) یك كار بكنید هرچه خودتون می تونید ببینید چطور جواب می بینید كریمی كه وصف كرمش در كلام نمی گنجد یك دسته گلی به او هدیه كنید تا از این غل و زنجیرهای این دنیا رهاتون كنه  و آزادتون كنه . آزاد از دغده های مادی و آماده پرواز در آسمان بی منتها.

اگر حاجتی دارید بخصوص در این روزهای مبارك متوسل بشید به كریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) ما هم از دعای خیر خودتون بی نصیب نگذارید.


تقدیم به کریم ترین ارباب دو عالم

 

 در این شبها که   به اسمان  مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند  تویی  که در وانفسای  این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق  را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان  اینگونه نگاشتی :


هر که عاشقتر، دلش آشفته تر


احاديث گهرباري از حضرت:

امام حسن (ع) : اگر به خاطر نيازي مجبور شدي با مردي دوست و همنشين شوي ، پس با كسي دوست شو كه وقتي با او همنشيني ميكني ، موجب زينت تو باشد و هنگامي كه به او خدمتي كردي، از تو حمايت كند و هنگامي كه از او در خواست كمك كردي ، تو را ياري كند و اگرسخني گفتي ، سخن تو را تصديق كند و اگر حمله كردي ، هجوم تو را قوت بخشد و اگرچيزي طلب كردي ، تو را ياري كند و اگر نقصي از تو آشكار شد ، آن را بپوشاند و اگرنيكي از تو ديد ، آن را به حساب آورد .


اذا نازعتك إلي صحبة الرجال حاجة فاصحب من اذا صحبته زانك واذا خدمته صانكواذا أردت منه معونة اعانك ، ان قلت صدق قولك وان صلت شد صولك ، وان مددتيدك بفضل مدها ، وان بدت عنك ثلمة سدها وان رأي منك حسنة عدها .

بحار الانوار ، ج 44 ، ص 139

 

 

امام حسن (ع): فقط به ديدار كسي برو كه يا به عطا و بخشش او اميدوار باشي و از قدرت او بترسي، يا از علم او استفاده كني ، يا به بركت دعاي او اميدوار باشي ، و يا از خويشان تو باشد .

لا تأت رجلا الا أن ترجو نواله وتخاف يده ، أو تستفيد من علمه ، أو ترجو بركةدعائه ، أو تصل رحما بينك وبينه .

بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111

 

 

امام حسن (ع): از آن حضرت سؤال شد : كرم چيست ؟ فرمود : بخشش پيش از خواهش و اطعام در قحطي .

قيل له - عليه السلام - ما الكرم ؟ قال : الابتداء بالعطية قبل المسألة واطعامالطعام في المحل .

تحف العقول ، ص 227

 

 

امام حسن (ع): به امام مجتبي - عليه السلام - عرض شد : اي پسر پيامبر خدا در چه حالي هستي ؟فرمود : خدايي دارم كه بر من مسلط است ، و آتش جهنم در پيش روي من است ، و مرگ مرا ميخواند ، و حساب آخرت مرا احاطه كرده است ، و در قيد و بند اعمالم هستم ، نميتوانم آنچه را كه دوست دارم به دست آورم و آنچه را دوست ندارم از خود دور كنم چون انجام امور به دست ديگري است . اگر بخواهد ، مرا عذاب ميكند و اگربخواهد ، مرا مي بخشد . پس كدام فقير و محتاجي است كه محتاج تر از من باشد ؟


قيل له عليه السلام كيف أصبحت يا ابن رسول الله ( ص ) ؟ قال : أصبحت ولي ربفوقي ، والنار امامي ، والموت يطلبني ، والحساب محدق بي ، وأنا مرتهن بعملي لاأجد ما احب ، ولا أدفع ما اكره والامور بيد غيري ، فان شاء عذبني وان شاء عفا عني ،فأي فقير أفقر مني ؟

بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113




+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 12:10  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 


امام حسن (علیه السلام) و نماز


امام حسن

در مناقب ابن شهر آشوب و روضة الواعظین روایت شده است كه امام حسن ـ علیه السّلام‌ ـ هر گاه وضو می ساخت، بندهای بدنش می لرزید، و رنگ مباركش زرد می گشت سبب این حال را از آن حضرات پرسیدند فرمود: سزاوار است بر كسی كه می خواهد نزد ربّ العرش به بندگی بایستد آن كه رنگش زرد گردد و لرزه بر اندامش افتد. چون به مسجد می رفت وقتی كه نزد در می رسید سر را به سوی آسمان بلند می كرد، و می گفت:

ای خدای من، این مهمان تو است كه بدرگاه تو ایستاده، ای خداوند نیكوكار بنزد تو آمده بنده تبه كار، پس درگذر از كارهای زشت و ناستوده من، به نیكیهای خود ای كریم[1].



لباس نمازگزار در كلام امام مجتبی(علیه السّلام):


هر گاه امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ می خواست نماز بخواند، زیباترین لباس خود را می پوشیدند. شخصی پرسید ای فرزند رسول خدا!! چرا زیباترین لباس خود را در نماز می پوشی؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند:«انّ الله جمیلٌ یحبُ الجمال، فاتجمّل لِربّی، و هو یقول:«خذوا زینتكم عند كلّ مسجد» فاحبّ ن البس اجود ثیابی»، یعنی: خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد، و به همین جهت من لباس زیبا برای راز و نیاز با پروردگارم می پوشم، كه او می فرماید: زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرید[2]. پس به همین علّت دوست دارم، كه زیباترین لباسم را«هنگام نماز» بپوشم[3].


http://rozze.persiangig.com/image/imam-hassan/e-hassan03.jpg

 

در آستانه میلاد با سعادت حضرت امام حسن مجتبی هستیم چند حدیث از ایشان تقدیم همه عاشقان کریم اهل بیت میکنم .

 

 

احادیث گهرباری از حضرت:

امام حسن (ع) : اگر به خاطر نیازی مجبور شدی با مردی دوست و همنشین شوی ، پس با كسی دوست شو كه وقتی با او همنشینی میكنی ، موجب زینت تو باشد و هنگامی كه به او خدمتی كردی، از تو حمایت كند و هنگامی كه از او در خواست كمك كردی ، تو را یاری كند و اگرسخنی گفتی ، سخن تو را تصدیق كند و اگر حمله كردی ، هجوم تو را قوت بخشد و اگرچیزی طلب كردی ، تو را یاری كند و اگر نقصی از تو آشكار شد ، آن را بپوشاند و اگرنیكی از تو دید ، آن را به حساب آورد .

اذا نازعتك إلی صحبة الرجال حاجة فاصحب من اذا صحبته زانك واذا خدمته صانكواذا أردت منه معونة اعانك ، ان قلت صدق قولك وان صلت شد صولك ، وان مددتیدك بفضل مدها ، وان بدت عنك ثلمة سدها وان رأی منك حسنة عدها .

بحار الانوار ، ج 44 ، ص 139

 

 

امام حسن (ع): فقط به دیدار كسی برو كه یا به عطا و بخشش او امیدوار باشی و از قدرت او بترسی، یا از علم او استفاده كنی ، یا به بركت دعای او امیدوار باشی ، و یا از خویشان تو باشد .

لا تأت رجلا الا أن ترجو نواله وتخاف یده ، أو تستفید من علمه ، أو ترجو بركةدعائه ، أو تصل رحما بینك وبینه .

بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111

 

 

امام حسن (ع): از آن حضرت سؤال شد : كرم چیست ؟ فرمود : بخشش پیش از خواهش و اطعام در قحطی .

قیل له - علیه السلام - ما الكرم ؟ قال : الابتداء بالعطیة قبل المسألة واطعامالطعام فی المحل .

تحف العقول ، ص 227

 

 

امام حسن (ع): به امام مجتبی - علیه السلام - عرض شد : ای پسر پیامبر خدا در چه حالی هستی ؟فرمود : خدایی دارم كه بر من مسلط است ، و آتش جهنم در پیش روی من است ، و مرگ مرا میخواند ، و حساب آخرت مرا احاطه كرده است ، و در قید و بند اعمالم هستم ، نمیتوانم آنچه را كه دوست دارم به دست آورم و آنچه را دوست ندارم از خود دور كنم چون انجام امور به دست دیگری است . اگر بخواهد ، مرا عذاب میكند و اگربخواهد ، مرا می بخشد . پس كدام فقیر و محتاجی است كه محتاج تر از من باشد ؟

قیل له علیه السلام كیف أصبحت یا ابن رسول الله ( ص ) ؟ قال : أصبحت ولی ربفوقی ، والنار امامی ، والموت یطلبنی ، والحساب محدق بی ، وأنا مرتهن بعملی لاأجد ما احب ، ولا أدفع ما اكره والامور بید غیری ، فان شاء عذبنی وان شاء عفا عنی ،فأی فقیر أفقر منی ؟

بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113




+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 15:11  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 

معجزه بسم الله



مردی بود منافق اما زنی مومن و متدین داشت. این زن تمام کارهایش را با “بسم الله ” آغاز میکرد. شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک میشد و سعی میکرد که او را از این عادت منصرف کند.روزی کیسه ای پر از طلا به زن داد تا آن را به عنوان امانت نگه دارد. 



زن آن را گرفت و با گفتن ” بسم الله الرحمن الرحیم ” در پارچه ای پیچید و با ” بسم الله ” آن را در گوشه ای از خانه پنهان کرد ، شوهرش مخفیانه  آن طلا را دزدید و به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خجالت زده کند و ” بسم الله ” را بی ارزش جلوه دهد. سپس به مغازه ی خود برگشت.

در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد . آن مرد ماهی ها را خرید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای نهار آماده کند.


زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را پاره کرد ناگهان دید که همان کیسه ی طلا که پتنهان کرده بود درون شکم اوست. آن را برداشت و با گفتن ” بسم الله ” در مکان اول خود گذاشت. شوهر به خانه آمد و کیسه ی زر را از زن طلب کرد. زن مومنه فورا با گفتن ” بسم الله ” از جای برخاست و کیسه ی زر را آورد. شوهرش خیلی تعجب کرد و سجده ی شکر الهی بجا آورد و از جمله ی مومنین و متقین گردید.


ماییم و نوای بی نوایی                بسم الله اگر حریف مایی
(نظامی)


منبع : کتاب هزار و یک حکایت قرآنی تالیف محمدحسین محمدی


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 8:30  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 

صدقه:

 

 

امام صادق علیه السلام:

 

خداوند تبارک و تعالی می فرماید: هیچ چیزی نیست مگر این که کسی را مامور گرفتن آن کرده ام، به جز صدقه، که آن را با دست خودم به شتاب میگیرم

(البحار: 96/132/64)

 

 

پیامبر خدا صل الله علیه و آله:

 

بر هر مسلمانی است که هر روز صدقه بدهد. عرض شد: چه کسی توان این کار را دارد؟ حضرت فرمود: برداشتن چیزهای آسیب رسان از سر راه، صدقه است، نشان دادن راه به دیگری، صدقه است، عیادت از بیمار، صدقه است، امر به معروف، صدقه است، نهی از منکر، صدقه است و جواب سلام را دادن، صدقه است

(البحار: 75/50/4)

 

 

پیامبر خدا صل الله علیه و آله:

 

زبانت را نگهدار، زیرا این کار صدقه ای است که برای خودت می دهی

(الکافی: 2/114/7)

 

 

امام صادق علیه السلام:

 

صدقه شبانه، خشم پروردگار را فرو می نشاند و گناه بزرگ را پاک میکند و حساب را آسان می گرداند و صدقه روزانه، مال و ثروت را به بار می نشاند و عمر را زیاد می کند

(البحار: 96/125/39)



+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:40  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 

...... Difference between easy and difficult فرق بین آسان و مشکل Easy is to dream every night Difficult is to fight for a dream خوابیدن در هر شب آسان است ولی مبارزه با آن مشکل است Easy is to show victory Difficult is to assume defeat with dignity نشان دادن یپروزی آسان است قبول کردن شکست مشکل است Easy is to admire a full moon Difficult to see the other side حظ کردن از یک ماه کامل آسان اس ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است Easy is to stumble with a stone Difficult is to get up زمین خوردن با یک سنگ آسان است ولی بلند شدن مشکل است Easy is to enjoy life every day Difficult to give its real value لذت بردن از زندگی آسان است ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است Easy is to promise something to someone Difficult is to fulfill that promise قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است ولی وفای به عهد مشکل است Easy is to say we love Difficult is to show it every day گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است Easy is to criticize others Difficult is to improve oneself انتقاد از دیگران آسان است. ولی خودسازی مشکل است. Easy is to make mistakes Difficult is to learn from them ایراد گیری از دیگران آسان است عبرت گرفتن از آنها مشکل است Easy is to weep for a lost love Difficult is to take care of it so not to lose it گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است Easy is to think about improving Difficult is to stop thinking it and put it into action فکر کردن برای پیشرفت آسان است متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است Easy is to think bad of others Difficult is to give them the benefit of the doubt فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است Easy is to receive Difficult is to give دریافت کردن آسان است اهدا کردن مشکل است Easy to read this Difficult to follow خوندن این متن آسان است ولی پیگیری آن مشکل است Easy is keep the friendship with words Difficult is to keep it with meanings حفظ دوستی با کلمات آسان است حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 15:4  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   |