تبليغاتX
انجمن اسلامی فارغ التحصیلان بابلسر
شرح فعالیتهای پژوهشی - بررسی های اقتصادی و جلسات دیدار ماهانه

تحلیل نتایج انتخابات  ریاست جمهوری سخت تراز تحلیل خود انتخابات

نویسنده : حسن بهشتی پور

طرح مساله:

بدون شک برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در22خرداد ماه 1388 نقطه عطفی در تاریخ مردم ایران تبدیل شد. شرکت نزدیک به هشتاد و پنج درصد کسانی که حق شرکت درانتخابات را داشتند به عنوان سرمایه بزرگی برای کشورمحسوب می شود. بدون شک برای بدست آوردن چنین سطحی ازاعتبارجهانی ایران به میلیون ها دلارسرمایه گذاری نیازداشت. اما چه شد که این فرصت تاریخی به یک تهدید ملی تبدیل شد؟ برای پاسخ دادن به این سئوال مهم باید به دو نکته توجه کرد :

اول این واقعیت که برای تحلیل آنچه که درانتخابات ایران گذشت نیازبه اطلاعات دقیق و صحیح  داریم.

 دوم آنکه گرایش های سیاسی تحلیل گرمی تواند آفت یک تحلیل منصفانه باشد.

 براین اساس ارائه تحلیل منصفانه برای پاسخ به پرسش مطرح شده برای نگارنده بسیاردشوار است زیرا نه اطلاعات دقیق وصحیح دارم ونه در باره هرچهار کاندیدا بی تفاوت هستم . با این وجود با استفاده ازداشته های تحلیلی و اطلاعات موثقی که اگرچه محدود اما قابل اتکا هستند ، تلاش می کنم پاسخی نسبتا دقیق برای سئوال دشوارمطرح شده ارائه کنم. اما نباید این نکته را ازنظر دورداشت که تحلیل دقیق ترماجرا نیازبه پاسخگویی به دو پرسش مهم تر دارد :

1- دراین مرحله برای برون رفت از بحران چه اقدام هایی می توان انجام داد؟

2- روند تحولات جاری به کدام سمت و سو حرکت می کند ؟

تحلیل نتایج انتخابات

شاید ازچند ماه قبل که سردی محسوسی در روند تبلیغات انتخابات در ایران مشاهده می شد کسی باور نمی کرد که در دو ماه آخر انتخابات چنین شور و هیجان سالم انتخاباتی در ایران شکل بگیرد. دوعامل مهم موجب گرم شدن بی سابقه تنورانتخاباتی شد :

 اول برگزاری تجمع های خیابانی ازسوی هواداران چهارکاندیدا ، که در چنین سطحی بی سابقه و با چنین آرامشی شگفت آوربود.

دوم برگزاری مناظره ها بین کاندیداها ، که تاثیربسیارزیادی درایجاد شور و نشاط انتخاباتی در سراسر کشور داشت .

این دوعامل مهم موجب شد حتی مخالفین نظام هم درباره رقابتی بودن انتخابات وحضور گسترده مردم تردیدی نداشته باشند. این خود یک سرمایه  بزرگ برای ایران بود. زیرا .........

................. ادامه مطلب .........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 15:5  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 

با سلام :

دوستان همان طور که اطلاع دارید روز 22 خرداد  دهمین دولت انتخاب خواهد شد، اما متاسفانه در این دوره از انتخابات ما شاهد بد اخلاقی هایی از طرف عده ای هستیم که حقیقتا دل هر انسان منصفی را به درد اورده اما چرا این همه بد اخلاقی ؟؟؟؟؟؟؟؟

حضرت امام می فرمودند عالم محضر خدا در محضر خدا معصیت نکنیم و قران می فرماید صبغه الله و من احسن من الله صبغه رنگ خدا و چه رنگی بهتر از رنگ الهی (یعنی برای تمام کارهایتان رنگ الهی بزنید) افرادی که در این انتخابات بد اخلاقی می کنند در حقیقت پیام قران و بزرگان دین را از خاطرشان برده اند که باید به کارهایشان رنگ و صبغه الهی بزنند ! ما می توانیم حتی به رای دادن و تبلیغ کاندیدایی هم رنگ الهی بزنیم (قربه الی الله) و با همین کارهایمان به خدا تقرب پیدا کنیم. ایه الله بهجت می فرمودند:

 




همه رذائل اخلاقی ، از ضعف در معرفت خداوند متعال ، پدید می آیند ؛
و آنها را اُنس ِ به اُنس گیرنده ی اُنس گیرندگان ، در عبادت ، دفع و رفع مینماید ؛
اگر انسان دریابد که خداوند متعال ، همیشه و در همه حال ، از هر زیبایی زیباتر است،
از اُنس به او هرگز جدا نخواهد شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:51  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 

بر روی برگ شقايق بنويسيد

گل تاب فشار در و ديوار ندارد



عصمت داوری نبود اگر نبود فاطمه

جنت و کوثری نبود اگر نبود فاطمه

هيچ پيمبری نبود اگر نبود فاطمه

احمد و حيدری نبود اگر نبود فاطمه

محبوبه حق در دوجهان فاطمه است

در قلب محبِ او کجا واهمه است؟

آندم که قدم نهد بسوی محشر

لطف و کرمش شامل حال همه است


امام حسين عليه السلام از مادرش مي‌گويد

شهادت فاطمه زهرا (س)

ستايشگران فاطمه

 

اشاره:

حضرت صديقه طاهره، دخت پيامبر اکرم  صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ستايشگران بي شمار دارد و از فضايل، مناقب و مقامات عاليه او ستايش هاي فراواني شده است. دوست و دشمن، به کمال و عظمت او اعترافات کرده و جلالت شأن وي را ستوده‌اند. در اين مجموعه قصد آن داريم تا ستايشها و ستايشگران بانوي آب و آيينه را به منظر چشم شما آوريم.

 

امام حسين در ستايش فاطمه عليهما السلام

در زندگي حضرت سيدالشهدا، حسين بن علي عليه السلام به نکاتي بر مي‌خوريم که حاکي از کمال عظمت حضرت زهرا از ديدگاه آن حضرت است. او در موارد مختلف، از مادر سخن مي‌گفت و ياد وي را زنده نگاه مي‌داشت و از الهاماتي که از مادر گرانقدر خود گرفته بود ياد مي‌کرد. حال به نمونه‌اي از توصيفات امام حسين عليه‌السلام از مادرش اشاره مي‌کنيم:

 

1- شيخ مفيد رضوان الله نقل کرده که حسن فرزند امام حسن مجتبي عليه‌السلام به خواستگاري دختر امام حسين عموي گرامي خود رفت و از آن حضرت خواست که يکي از دو دختر خود را به او تزويج فرمايد، امام حسين فرمود: « يَا بُنيّ اختِر اَحبَّهُما اِلَيک ؛‌ فرزندم! هر کدام را که بيشتر دوست داري انتخاب کن ».

 

او در برابر امام حسين ساکت ماند و شرم و حيا مانع شد که از انتخاب خود سخن بگويد. امام حسين عليه السلام فرمود:

« فَانّي قَد اَختَرتُ لَکَ ?بْنَتي فاطمة وُ هِي اَکثُرهُما شَبَهاً باُمّي فاطمة بنت رسول الله صلّي الله عليهما1 ؛ [اکنون که تو سکوت کرده و جوابي نمي‌دهي] پس من دخترم فاطمه را براي تو اختيار کردم و اوست که شباهتش به مادرم فاطمه، دختر پيامبر خدا بيشتر است ».

 

اين جمله‌ي زيبا و جذاب، حاکي از موقعيت والاي حضرت زهرا از ديدگاه امام حسين عليه السلام است به طوري که شباهت داشتن فرزندانش به فاطمه، برايش اهميت داشته و آن يکي که به حضرت زهرا بيشتر شبيه بوده در نظرش از ويژگي خاص و امتياز مخصوص برخوردار بوده است. چنان که نام فاطمه را براي دختر خود انتخاب فرموده است تا هر لحظه و هر ساعت ذکر فاطمه بر لب داشته باشد و اين نام مقدس از زبانش نيفتد!!

 

2- در جريان شب عاشورا و بي تابي حضرت زينب کبري سلام الله عليها آمده که امام حسين عليه السلام خواهر خود را تسليت داده و نوازش مي‌کرد و در گذشت نياکان و اسلاف پاک خود را يادآوري مي‌فرمود و از جمله خاطره‌ي مادر گرامي خود را براي خواهرش زينب بيان نموده و فرمود: « وَ اُمّي خَيرٌ مِنّي...2 ؛ مادرم فاطمه‌ي زهرا از من بهتر بود اما باقي نماند و از دنيا رفت ».

 

آري! امام حسين در آن شب حساس توصيف ناپذير و در آن لحظات بحراني و بيم جان خواهرش زينب را داشت او را به ياد مادر مي‌اندازد و درگذشت و مرگش را يادآوري مي‌کند تا شهادت خود را براي وي آسان ساخته و او را آماده‌ي تحمل اين بارگران و مصيبت کمر شکن و جانسوز بنمايد و علاوه بر اين با ذکر جمله‌ي «خير منّي»، مرتبه‌ي والا و شأن رفيع حضرت زهرا را ترسيم مي‌کند و او را بهتر از خود شمرده و فضيلت عظمتش را يادآوري مي‌نمايد.

 

3- قطب راوندي رحمه الله عليه نقل مي‌کند که حضرت امام زين العابدين عليه السلام (در مورد روز عاشورا و ساعات پاياني عمر امام حسين) مي‌فرمايد: پدرم – که سلام و درود خدا بر او باد – روز شهادتش درحاليکه خون از بدنش مي‌جوشيد مرا به سينه چسباند و فرمود: «احفظ عنّي دعاء علَّمتنيه فاطمة صلوات الله عليها و علّمها رول الله صلي الله عليه و اله و علّمه جبرئيل في الحاجة و المهمّ و الغمّ و النازلة اذا نزلت و الامر العظيم الفادح ؛ دعايي از من فراگير و حفظ کن که مادرم فاطمه صلوات الله عليها به من آموخته است او نيز آن را از رسول الله فرا گرفته و جبرئيل اين دعا را به جدّم تعليم داده بود. دعايي که در وقت حاجت، امر مهم، و غم و اندوه، حوادث و رويدادهاي تلخ و پيشامدهاي سخت و شکننده خوانده مي‌شود ».

 

فرمود دعا کن و بخوان: « بحقّ يس و القران الحکيم و بحقّ طه و القرآن العظيم يا من يقدر علي حوائج السائلين يا من يعلم ما في اضمير يا منفّساً عن المکروبين يا مفرّجاً عن المغمومين يا راحم الشيخ الکبير يا رازق الطف الصغير يا من لا يحتاج الي التفسير صلّ علي محمد و آل محمّد وافعل بي کذا و کذا » 3

 

قابل توجه و شايان ذکر است که امام حسين عليه السلام در آن شرايط خطرناک که صدها درد و رنج و گرفتاري جانکاه از هر سو به وجود تابناکش هجوم آورده بود و در آن اثنا که درست همانند نگيني در ميان حلقه‌ي بلا و داغ و محنت هاي گوناگون محاصره شده بود به اين فکر است تا دعايي را که روزي در ايام کودکي، مادرش فاطمه به او آموخته و او نيز از پدر گرامي خود فرا گرفته است، به فرزند خود تعليم نمايد تا اين يادگار کانون عصمت و اين گنج پربها دست به دست و سينه به سينه گشته و منتقل شود و در نتيجه باقي بماند تا همه‌ي آيندگان از برکات و آثار بي شمار آن بهره مند گرديده و استفاده نمايند.



+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 8:7  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   | 

روز مقاومت و پیروزی


 

 
فتح خرمشهر، لحظه اوج دفاع مقدس
 

 

"فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد."

 

از بيانات رهبر کبير انقلاب اسلامی، امام خمينی (قدس سره)

 در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر...  3 -2 - 1 

       

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي  متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر  پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

كوتاه سخن اينكه عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري  پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 17:23  توسط محسن غلامی و سایر دوستان   |