|
شرح فعالیتهای پژوهشی - بررسی های اقتصادی و جلسات دیدار ماهانه
|
نقش روابط خانوادگی در جمهوری اسلامی ایران
مهدي و اميرحسين معتقدند كه ميان سالهاي 1368 تا 1384 در ايران داييسالاري حاكم بوده است چرا كه آنان دو دايي دارند كه از سال 1368 تا سال 1384 بر ايران حكومت ميكردند. دايي پدري آنان اكبر هاشمي رفسنجاني بود كه از سال 1368 تا سال 1376 رئيسجمهور ايران بود و دايي مادري آنان سيدمحمد خاتمي بود كه از سال 1376 تا سال 1384 رياستجمهوري ايران را بر عهده داشت. پدر و مادر مهدي و اميرحسين هاشميان به ترتيب فرزندان حجتالاسلام محمد هاشميان امام جمعه رفسنجان و آيتالله صدوقي امام جمعه يزد بودند و اين يعني آنها فرزندان مشترك «يزد و رفسنجان» و «صدوقي و هاشميان» هستند؛ جايي كه «هاشميها» و «خاتميها» به هم ميرسند. مهدي و اميرحسين تنها كساني هستند كه در فاصله دو دهه خواهرزاده رئيس دولت ايران بودهاند اما پيوند خانواده و دولت در ايران محدود به ايشان نيست:
نسل اول: اسلام انقلابي و ازدواج انقلابي
نسل دوم: اسلام حكومتي و ازدواج حكومتي
زیارت عاشورا با تصاویر بدیع و زیبای اماکن متبرکه ... به دو زبان عربی و انگلیسی ...
در لینک زیر آماده بهره برداری است ....
http://www.baabeilm.org/presentations/ashura.htm
لطفا برای دوستان ارسال نمایید ...
التماس دعا .....
کشف جالب
گروه ایران روشن هیچ نظر و تائیدی راجع به این مطلب ندارد




اخیرا در یکی از مناطق جنوب شرقی عربی ( عربستان ) کاوشگران گاز بقایای اسکلت انسانی را در اندازه خارق العاده ( پیدا کردند).
This region of the Arabian desert is called the Empty Quarter, or in Arabic, 'Rab-Ul-Khalee'.
بیابان مورد نظر را یک چهارم خالی یا به عربی ربع الخالی می نامند .( به این معنی که اگر شبه جزیره ی عربستان را به چهار بخش قسمت کنیم ، یک چهارم آنرااین بیابان شامل می شود .)
The discovery was made by the Aramco Exploration team.
کشف مذکور را گروه کاوشگر آرامکو انجام داده است .
As God states in the Quran that He had created people of phenomenal size the like of which He has not created since.
در قرآن کریم خداوند می فرماید مردم خارق العاده ایی را خلق کرده که تا به حال مانند آن را خلق نکرده است .
These were the people of Aad where Prophet Hud was sent.
این مردم ( قوم ) نام عاد نامیده می شدند که برای آنها پیامبر(ی به نام ) هود فرستاده شد .
They were very tall, big, and very powerful, such that they could put their arms around a tree trunk and uproot it.
آنهاخیلی بلند،بزرگ ،وخیلی نیرومند بودند. چنان بودندکه می توانستند بازوهایشان اطراف یک تنه درخت بگذارندوآن راازریشه بکنند.
Later these people, who were given all the power, turned against God and the Prophet and transgressed beyond all boundaries set by God.
تعدادی از این مردم قدرت خود را علیه خداوند و پیامبر او صرف کردند و خداوند همه آنها را که پا را ( از فرمان خدا ) فراتر نهاده بودند، گرد آورد .
As a result they were destroyed.
در نتیجه ( به دلیل نافرمانی ، خداوند ) آنها را نابودساخت.
Ulema's of Saudi Arabia believe these to be the remains of the people of Aad.
این بقایا در عربستان سعودی متعلق هستند به ( قوم ) عاد
Saudi Military has secured the whole area and no one is allowed to enter except the ARAMCO personnel.
ارتش سعودی منطقه را تحت حفاظت دارد و هیچکس بجز کارکنان آرامکو حق ندارد وارد آن شود.
It has been kept in secrecy, but a military helicopter took some pictures from the air and one of the pictures leaked out into the internet in Saudi Arabia.
این مکان به شکل مخفی و پنهان حفاظت و نگهداری می شود اما یک هلیکوپتر نظامی ارتش سعودی تعدادی عکس هوایی از منطقه گرفته است که یکی از عکس ها از طریق اینترنت به بیرون نشت ( منتشر ) کرده.
گروه ایران روشن .......
اللّهمّ أهل الكبرياء و العظمة و أهل الجود و الجبروت
و أهل العفو و الرّحمة و أهل التّقوى و المغفرة
أسألك بحقّ هذا اليوم الّذى جعلته للمسلمين عيدا
و لمحمّد صلّى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا,
أن تصلّى على محمّد و آل محمّد
و أن تدخلنى فى كلّ خير أدخلت فيه محمّداً و آل محمّد
و أن تخرجنى من كلّ سوء أخرجت منه محمّدا و آل محمّد,
صلواتك عليه و عليهم
اللّهمّ إنّى أسألك خير ما سألك به عبادك الصّالحون
و أعوذبك ممّا استعاذ منه عبادك المخلصون

عید فطر مبارک
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت..
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!
این روز عزیز را به شما تبریک میگویم، امیدوارم تا رمضان دیگر سرشار از رحمت و برکت باشید
صداي پاي عيد مي آيد .
دل بر سر دو راهي ِ آمدن عيد رمضان و رفتن ماه مبارک رمضان بلا تکليف است ...
نمی داند از آمدن آن شاد باشد يا از رفتن اين محزون ؟ عيد فطر پاک ترين و عيدترين عيدهاست چرا که پاداش ِ يک ماه عبادت و شست و شوي جان درنهر پاک رمضان است.
عيد فطر، عيد پايان يافتن رمضان نيست .
عيد برآمدن انساني نو از خاکسترهاي خويشتن خويش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خويش دوباره متولد مي شود.
رمضان کوره ايي است که هستي انسان را مي سوزاند و آدمي نو ؛با جاني تازه از آن سر بر مي آورد .
عيدفطر ؛ شادي برای رفتن رمضان نيست بلکه برای آمدن روز نو ، روزي نو و انساني نو است .
بناست که رمضان با سحرها و افطارهايش ، با شبهاي قدر و مناجاتهايش از ما آدمي ديگر بسازد ..
اگر درعيد فطر در نيابيم که از نو متولد شده ايم، اگر تازگي را درروح خود احساس نکنيم، عيد فطر ؛ عيد ما نيست ..


اى آن كه رحم مىكنى بر آن كه بندگان بر او رحم نمىكنند
و اى كسى كه مىپذيرى كسى را كه شهرها نمىپذيرندش،
و اى كسى كه اهل حاجتمندان خود را خوار نمىكنى،
و اى كسى كه اصراركنندگان را نااميد نمىنمايى،
و اى كسىكه دست ردّ بر سينه توقعداران نمىزنى،
و اى كسىكه پيشكش بىمقدار را مىپذيرى، و كمترين كارى را كه برايت كنند سپاس مىنهى،
و اى كسى كه عمل اندك را قدر مىنهى، و مزد بزرگ بر آن مىپردازى،
و اى كه هر كس به تو نزديك گردد به او نزديك مىشوى،
و اى كسىكه هر كه را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مىخوانى،
و اى كسى كه نعمت خودرا تغيير نمىدهى، و به انتقام شتاب نمىورزى،
و اى كسى كه نهال خوبى را بهبار مىآورى تابيفزايى، و از بدى درمىگذرى تا آن را ناپديد نمايى، آرزوها پيش از رسيدن به نهايت كرمت با حاجات روا شده بازگشتند، و ظرفهاى طلب به فيض
بخششت لبريز شدند، و اوصاف به كنه وصف تو نرسيده از هم گسيختند،
پس بدون شك برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست، و جلال امجد بر هر جلالى ويژه توست.

توپ گلف
و کلاس فلسفه
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر از پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله" .
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!"همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشنتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده. "
پروفسور ادامه داد: " اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه.
به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.
اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند. "
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی.
این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله هست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه برای صرف با یک دوست هست! "
شادکام باشید